عبدالله مستوفى

391

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

عمليات جنگى برضد قشون دشمن هم ، فقط تا آن اندازه مجاز بود كه براى از كار انداختن آن لازم باشد . كشتن مجروحين ، و استعمال گلوله‌هاى انفجارى كه بعد از اصابت سه چهارپاره شده ، و قطعا موجب تلف است ، ممنوع بود . جمعيتهاى خيريهء صليب سرخ ، كه براى جمع‌آورى مجروحين در ميدان جنگ حاضر ميشدند ، فرقى بين مجروح دوست و دشمن نميگذاشتند و همه را جمع‌آورى كرده ، و يكسان بمعالجهء آنها ميپرداختند و رفتار غالبين ، با اسرائيكه از دشمن ميگرفتند ، عادلانه بوده و با آنها مانند مهمان رفتار ميكردند . ولى در اين جنگ ، من در راديوهاى طرفين خيلى شكايت از عدم رعايت اين قوانين شنيده‌ام ، كه اكثر آنها مطابق با واقع هم بوده است . شما آقايان ، كه طياره‌هاى خود را براى بمباران بفراز شهرهاى دشمن ميفرستاديد ، هيچ رعايت خانه‌هاى اشخاص متفرقه را ميكرديد ؟ مسلما خير ! زيرا اكثر اين بمبارانها را در شب به عمل مىآورديد ، و « رميتا من غير رام » بر سر شهرهاى دشمن بمب ميافكنديد ، خرابهء خانه‌هاى اشخاص متفرقه ، كه در اين شهرها امروز هم موجود است دليل اين گفته مىباشد . از اين ميگذريم و اين كار را براى بجان آمدن ملت دشمن و تنگ گرفتن او بر دولت خود ، تا با شما صلح كند ، بشمار مىآوريم و اين كار خلاف قاعده را ، چون طرفين كرده‌ايد ولو اينكه بر خلاف اصول مسلم ، و قاعدهء انسانيت و رحم و مروت است ، مجاز حساب مىكنيم ، ولى بعد از فتح يك قلعه ، يا يك شهر ، كشتن مردمان آرام بىاسلحه چه معنى داشته است ؟ بعضى از دوستان من ، كه در موقع ورود فاتحانهء شما آقايان ، به شهر برلن در آنجا حاضر و شاهد قضيه بوده‌اند ، بخصوص در قسمت اشغالى روسها ، داستانهائى از كشتار مردمان بىاسلحهء بىآزار ، و بىناموسيهاى غالب بر مغلوب ، براى من نقل كرده‌اند كه شنيدن آنها هر سنگدلى را متأثر مىكند ، و مضمون اين شعر را به نظر ميآورد . شاد ، الا بگه مرگ ، نبينى مردم ! * بكر ، جز در شكم مام ، نيابى دختر ! از اين هم ميگذريم ، و اين خلاف انسانيت را فرع و نتيجهء عصبانيت افرادى قشون فاتح تصور ميكنيم ! خوب آقايان ! غارت بانك‌ها ، و كندن كارخانه‌هاى آلمان و فرستادن آنها بكشور خودتان را ، بچه مىشود حمل كرد ؟ اين بانكها و اين كارخانه‌ها مگر مال دولت آلمان بود ؟ بر فرض اينكه مال دولت هم بود ، كندن و بردن آن بدون هيچ تشريفات ، و تصرف اشياء امانتى مردم ، در بانك‌ها ، چه معنى داشت ؟ مگر شما چپوچى بوديد ؟ از اين هم ميگذريم ، جمع‌آورى مردم آرام صلحجو ، و فرستادن آنها بكشور خودتان بعنوان ترميم خرابيهائى ، كه از قشون آلمان بكشور شما وارد شده است ، چه صيغه‌ايست ؟ مگر شما بكشور آلمان ، خسارت وارد نكرده‌ايد ؟